بهترین انیمیشن های تاریخ سینما

شاید این موضوع کمتر شناخته شده باشد، ولی این انیمیشن زیبا از روی کتابی به همین اسم ساخته شده است، اما طراحی واقعگرایانه و زیبای انیمیشن بامبی، آن را از منبع الهامش بسیار متفاوت میکند. به گزارش ایمنا، فرهنگ و هنر و ادبیات ما منبع غنی از داستانهایی است که ظرفیت به تصویر کشیدن آنها با استفاده از تکنولوژی جدید و بهروز وجود دارد. انیمیشن همان چیزی است که طرفداران قسمت اول انتظار دارند. این زندگی دوگانه گربهی داستان، یک گربه در پاریس را وارد ماجرایی تماشایی و جذاب میکند که تماشای آن بر هر طرفدار انیمیشنی واجب است. همین که امروزه همچنان میتوان این انیمیشن را یکی از بهترین انیمیشن های تاریخ سینما دانست، خود سندی بر این ادعاست. یکی از بهترین انیمیشن های تاریخ سینما که برای بسیاری با حسی نوستالژیک همراه است و کودکی اکثر ما با آن گذشته، بامبی نام دارد. کنار هم قرار گرفتن موسیقی خوب اثر با شخصیتپردازی قابلقبول، مخصوصا در مورد شخصیت منفی داستان، و همینطور داستان نسبتاً جذابی که ماسکر و کلمنتس برای انیمیشن نوشته بودند، این اثر را تبدیل به یکی از بهترین انیمیشن های تاریخ سینما میکند. پویانمایی به مجموعه فنونی اشاره شده در زیر گفته می شود که پیش از ظهور پویانمایی رایانه ای برای تولید تمامی فیلم های پویانمایی استفاده می شده است و بجز فن حکاکی که در آن مستقیماً توسط یک سوزن روی حلقهٔ فیلم حکاکی صورت می گیرد الباقی تنها از طریق عکاسی صحنه به صحنه حاصل می شدند.

در هر صورت همه انسان ها خاص و منحصر به فرد هستند و هر گروه سنی می تواند متناسب با خودش معنایی در این انیمیشن پیدا کند. بعید میدانیم که بتوان مجموعهای را پیدا کرد که قسمت سومش، از دو قسمت پیشینش بهتر باشد، ولی داستان اسباببازی 3 چنین اثری است. با ورود به دنیایی که تا آنزمان هیچکس فکرش را نمیکرد، داستان اسباببازی و سازندگانش در شرکت انیمیشنسازی پیکسار، روحی تازه در جسم نیمهجان دنیای پویانمایی دمیدند. به عقیده بسیاری، انیمیشن پری دریایی کوچولو اولین ساخته این دوران طلایی شرکت انیمیشنسازی بود و حتی کلمنتس و ماسکر را شایستهی تحسین برای به وجود آوردن فضایی میدانند که دیزنی را دوباره به اوج بازگرداند. دو کارگردان مسئول ساخت پری دریایی کوچولو یکی از موفقترین زوجهای سینمایی دنیا هستند که در ساخت بسیاری از برترین آثار دوران رنسانس دیزنی نقش مهمی داشتند. پروژهای که در آن شاهد حضور بازیگری پرانگیزه بودیم که ایدههایش اغلب با گرمترین تشویقهای یک کارگردان مواجه میشد و همین مسئله این همکاری را به مراتب درخشانتر کرده بود. شاید عجیب به نظر بیاید که قسمت اول را به عنوان یکی از بهترین انیمیشن های جهان حساب نکنیم، اما دنبالهی آن در این لیست حضور داشته باشد.

شخصیت اصلی داستان که ترجیح میدهد به اسم مستعارش یعنی کدو صدا زده شود، مادرش را از دست میدهد و مجبور به زندگی در یک یتیمخانه میشود. رشد کردن میتواند مانند جادهای پر دست انداز باشد، و رایلی هم از این قضیه مستثنی نیست، کسی که با شروع کار پدرش در سن فرانسیسکو از زندگی غرب میانهٔ خود جدا شدهاست. او در طول روز همراه دختری است که توانایی صحبت کردنش را از دست داده است و شبها دستیار دزدی میشود و در به دست آوردن جواهرات به او کمک میکند. اما با اتفاقی ناگوار و تلخ که برای مادر او میافتد، زندگی بامبی دچار تغییرات بزرگی میشود. راتاتویی برای دریافت 5 جایزه اسکار از جمله بهترین فیلمنامه اورجینال نامزد شد، اما تنها توانست موفق به کسب جایزه بهترین انیمیشن سال شود. لازم به ذکر است که شخصیتهای نام برده شده، تنها بخشی کوچک از لیست چهرههای آشنای این انیمیشن هستند و ایستراگهای این اثر بسیار فراتر از آن هستند که بتوان آنها را بررسی کرد. تنها راه کشف حقیقت، دوربین کوچکی است که آنها همراه با خود برده بودند. شاید تنها ضعفی که بتوان به این انیمیشن گرفت، این است که به خوبی قسمت اول نیست.

این ساخته سال 1942 شرکت دیزنی که تنها پنجمین اثر بلند آنهاست، داستان بچه گوزنی را نشان میدهد که در جنگلی با دوستانش که یک خرگوش و راسو هستند، زندگی میکند. ̎جعفر̎ در لباس و هیأت یک پیرمرد، ̎علاء الدین̎ و میمونش، ̎ابو̎ (ولکر) را از زندان فراری میدهد و از او میخواهد که در یک غار وحشتناک در دل صحرا چراغی را برایش بیاورد و از او پاداش بگیرد. انیمیشن شرک دو، داستان قسمت اول را ادامه میدهد که زوج عاشق به ملاقات پدر و مادر فیونا میروند و همین مساله احتمال ازدواجشان را به هم میریزد. این فیلم یک بازیگر دو قطبی دارد، زیرا شخصیت اصلی توسط کریس پرت صداپیشگی میشود که اعلام کرده است لهجه ایتالیایی نخواهد داشت. یکی از مهمترین جذابیتهای فیلم، شخصیت موشو است. ادوین پورتر کارگردانی “خرس های عروسکی” را انجام داد که یکی از اولین فیلم های انیمیشنی استاپ موشن بود. پدر خانواده اعتقاد چندانی به دنبال کردن مسیر اصلی ندارد و به همین دلیل به شهری میرسند که به نظر خالی از سکنه میآید. داستان شرکت هیولاها دربارهی شهری تخیلی است که شهروندان آن انواع مختلفی از هیولاها هستند.

دیدگاهتان را بنویسید