موبیتو – آژانس تبلیغاتی اینترنتی

او که باور دارد هنوز رسالتش را به انجام نرسانده، بهدنبال راهی برای بازگشت است و این، سرآغاز سفری جذاب و پرماجرا است.از نکات برجسته این انیمیشن که اتفاقا در مراسم جوایز آکادمی سال گذشته بهعنوان بهترین انیمیشن سال انتخاب شد، موسیقی مبتکرانه و جذاب آن است که اتفاقا یک اسکار دیگر را هم برای تیم سازنده فیلم به ارمغان آورد. گویندگان شاخص این فیلم فیلیپ سیمور هافمن در نقش مَکس و تونی کولت در نقش مری میباشد. انیمیشن داستان اسباب بازی 2 هم محک بیریایی از گذشته، حال و آینده و هم قدمی رو به جلو ولی بسیار محتاطانه برای سریهای بعدی این فیلم است تا حوزه احساساتی داستان اسباببازیها را گسترش بدهند. صحنههای مبارزه مورچه در برابر ملخ زیر بار تکسچرهای ضعیف و حرکات غیرواقعی بندپایان فیلم تحت تاثیر قرار میگیرد. اقتباس ضعیف پیکسار از داستان ملخ و مورچه نوشته ازوپ، به نظر فیلمی جاهطلب میآمد که درست پس از داستان اسباب بازی اکران شد.

این تکنیک در ابتدای راه بدین لحاظ مورد اهمیت، توجه و کاربرد گسترده قرار گرفت که این امکان را در اختیار فیلمسازان قرار می داد که بازیگران را در کنار کاراکترهای نقاشی شده قرار دهند و در واقع بلیط ورود کارتونها به دنیای واقعی بود و نیز در پروژه های انیمیشن محض باعث افزایش قابل توجهی در سرعت تولید می شد و بلیط ورود صنعت انیمیشن به بازار درآمد و پول بود دیگر نیازی نبود که فضاهای پس زمینه یا بک گراند بارها و بارها طراحی شوند، به عنوان مثال در پلان های تعقیب و گریز یک بک گراند (دارا یا فاقد حرکت) طراحی شده و کاراکترهایی که در تعقیب هم بودند یک به یک از روی این بک گراند با رعایت سیکل حرکتشان عبور داده می شدند یا زمانی که حرکتی در چند پلان یکسان بود طراحی های انیماتور یا پویانما تنها برای یک مرتبه روی طلق شفافی به نام سل (طلق) ترسیم می شدند و دیگر نیاز نبود که کپی شوند و بارها استفاده می شدند.

در سال 1908کاریکاتوریست فرانسوی، امیل کوهل، اولین فیلم کاملاً انیمیشن را در پاریس ساخت و در سال 1914، ارل هارد، انیمیشن cel یا همان سنتی را خلق کرد و بدین ترتیب به بنیانگذار انیمیشن سنتی تبدیل شد. این فیلم همچنین برنده بهترین فیلم متحرک در جوایز BAFTA ، جوایز گلدن گلوب ، جوایز فیلم منتقدان و جوایز آنی شد. این دو نفر تا صخرههای مرجانی، کشتیهای جنگی عجیب و غریب غرقشده و اعماق تاریک اقیانوس پیش میرود تا به جریانهای آبی استرالیا برسد. اما برخلاف دو نفر قبلی او، نقشه او اصلا بزرگنماییشده و شرورانه نیست. خط داستانی فیلم با نقشه گیل که ویلم دفو نقشش را ایفا میکند و از نمو بهعنوان یک طعمه استفاده میکند، اصلا مسخره و غیرقابل باور نیست. ده دقیقه ابتدایی انیمیشن «بالا» میتواند این فیلم تراژدی-کمدی را مانند یک منجنیق به بالای این لیست پرتاب کند. اما این فیلم احتمالا بهترین «فیلم چهارم از یک فرنچایز 24 ساله» است که میتوانیم به دست بیاوریم. فیلمنامه داستان اسباب بازی دیگر امتیاز این فیلم بود که با شخصیت پردازی عمیق خود حتی بزرگسالان را هم به اندازه کودکان جذب این اثر کرد.

موضوعات این آثار در مباحث سایبرپانک، هوش مصنوعی، خودآگاهی، و فلسفه ذهن با زمینه علمی-تخیلی میباشد. بیشتر انیمیشن درون و بیرون یا پشت و رو، در ذهن رایلی 11 ساله روایت میشود که به طراحان و هنرمندان انیمیشن های پیکسار اجازه میدهد تا افق دیدشان را گستردهتر کنند و دستشان در ساخت انیمیشنی عجیب و غریب باز باشد. گاهی این خمیرها ترکیبی از مواد شیمیایی هستند و گاهی هم ترکیبی از آب و گل هستند یا از سیم بعنوان آرماتور در ساخت شخصیتها برای دوام و حرکات پیوسته ی راحت تر استفاده می گردد. این موفقیت بهحدی بود که شاهد ساخت دنبالههای دیگری از این انیمیشن هم بودیم.داستان آن در مورد یک خرس گریزلی به نام بوگ است که درست سه روز قبل از آغاز فصل شکار، خود را سرگردان در جنگل میبینید. این فیلم به نویسندگی و کارگردانی جرد استرن و کارگردانی مشترک سام لوین ساخته شده است. در حالی که داستان اسباب بازی 4 دنباله یکی از بهترین انیمیشن های پیکسار کاراکترهای جدید فوقالعادهای، مانند آن قاشق اسباب بازی دوستداشتنی به نام فورکی، را به مخاطبان معرفی میکند، شخصیتهای محوری قدیمی این فرنچایز، نقش بسیار کمی در وقایع فیلم دارند. رایلی دختری بسیار شاد بود که با مهاجرت کردن به شهر دیگری بسیار ناراحت شد.

دیدگاهتان را بنویسید